تبليغاتX
صبح زندگی
نظرات و ديدگاههايت را با دلم مي خرم. پس بگو...

سلام

مرا ببخشید!

بدون هیچ دلیلی ام از تاخیر! لطفا مرا ببخشید!!

مطلب زیر رو چند وقت پیش نوشته ام ولی وقتی نداشتم تا روی وبلاگ قرار دهم! لطفا مرا ببخشید!

به خیابان خیره می شوم؛ به آدم ها، به ماشین ها، به درخت ها و مغازه ها، نورها و رنگ ها، صداها و سکوت ها...

انگار چیزی نمی بینم!

چشم می گردانم و لحظه ای شیشه ناپاک اتوبوس توجه ام را جلب می کند؛ اعتنائی نمی کنم؛ به داخل اتوبوس بر می گردم...

اینجا همه به بیرون چشم دوخته اند...!

آنجا که چیزی نبود!...

توی اتوبوس ما همه اینطوری اند... ولی نه! چند نفری عین من هم پیدا می شود؛ این چند نفر عین من کلافه اند! کلافه از اینکه چرا همه اینطوری اند؟! چرا مردم اینقدر توی خودشان هستند؟!...

آدم های اتوبوس ما اصلاً متوجه حال نیستند؛ اندرعوالم رویا و تخیّل خویش اند؛ چهره شان گهی خندان وگهی ناراحت است...

به خودم می آیم و می بینم منم در خواب و رویای خودم بودم! ...

به امیدی! در پی روزنه ای! لبخندی به کسی از آن کسان هم کیشم می زنم... مات لبخند و مبهوت نگاهم است!... ناگهان ساعت را می پرسم؟!... می گوید یک ربع به نُه!... خیلی خشک و ترسان گفت!!

می خواستم با او که هم کیشم می نمایاند، سر صحبت را باز کنم!

موفق نشدم! هر چی گفتم فقط تأکید کرد! بدون هیچ فکر و اندیشه ای... بدون هیچ فکر و اندیشه ای!

شاید خسته باشد؛ شایدم...

نمی دانم!... دیگر حرفی نمی زنم...

تلاش بی نتیجه است...

عین همیشه!...

انرژی برگشت نشده!...

چه می توان کرد؟...

فقط این را می دانم که ما با هم نمی خندیم!...

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 مهر1388ساعت 6:43 بعد از ظهر  توسط حامد  | 

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت/صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

عید عزیز فطرتهای پاک وعید اعظم دریادلان مسلمان وعید پر برکت فطر بر شما عاشقان عشق مبارک باد

"هر ساله توی نماز عید فطر است که عظمت مسلمانان و احکام اصیلش مرا دیگر بار زنده می کند"

براستی که...

...اشک از چشمانم می ریزد آن هنگام که ندای "اللهم اهل الکبریا والعظم و اهل الجود و الجبروت واهل العفو والرحمه و اهل التقوی والمغفره، اسالک بحق هذا الیوم..." را زمزمه می کنم و غرق می شوم در این خیل خروشان عشّاق همچون قطره ای مغروق در دریای بی منتهای

...غرق لذت و هیجان می شوم آن هنگام که مسلمانی در صبحِ عیدِ عزیزش، بدون هیچ ریا وتزویری عید را به هم نوعش تبریک می گوید و سعی دارد لبخند از لبانش نیفتد

...به غریبه ها فخر می فروشم آن هنگام که در این روز هیچ چیز نمی تواند شادیمان را تلخ کند

... صدای "الله اکبر...ولله الحمد.."، زیباترین صدا برای بیداری در این روز خدایی، است

عاشقان! در ماه رمضان تلاش زیادی کردیم تا به مقام قرب الهی نزدیک شویم، هر آنچه که در حد لیاقت و ظرفیتمان بود را نیز دریافت کردیم... درخواستمان از خدایمان این است:

خدایا به ما قدرتی عنایت فرما تا بتوانیم شأن و منزلت انسانیمان را درک کنیم

ما نیز معتقدیم:

ما ز بالاییم و بالا می رویم...

 

در پناه آخرین

یاحق

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 11:21 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

اون آقایی که شبا، رد میشد از کوچه ما کیسه به دوش، کو؟

رد پای پرخراشِ بی خروش کو؟

اون آقای خرقه پوش کو؟

کجاست اون آقا که پینه های دستاش، مرهم دلای ما بود؟

نفسِ سبز نگاهش، همیشه حلّال مشکلای ما بود؟

میشه یک بار دیگه سر بزنه به خونه ما؟

بگیره نشونی از غربت بی نشونه ما؟

*******

جوونا! آقا بشید! زنده کنید رسم جوونمردی رو امشب

یتیما منتظرن! زنده کنید شیوه شبگردی رو امشب

یتیما پشت درای خونشون منتظرآقا نشستن

گوش به زنگ تق تق یه جفت صدای پای نشستن

*******

حیدر کرّار نی ام، خانه نشینم، ولی

جان به فدای جگر سوخته ات یاعلی

*******

دستای پینه بسته علی، به همراه منه

خونه نشینی علی، آتیش به جونم می زنه

تو کوله بار شعر من اسم قشنگ علیه

قافیه تنگ دلم، از دل تنگ علیه

تو کوچه های غربتم، نشونی از مولا میدن

اهل محل سلاممو، جواب سر بالا می دن

به من می گن علی کیه؟ علی امام عاشقاست

به من می گن علی چیه؟ داغ دل شقایقاست

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 6:32 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

با کمی تأخیر، شهادت حضرت علی(ع) را به همه شما گرامیان و عاشقان آن حضرت تسلیت و تعذیت می گویم.

امیدوارم بتوانیم در راستای اهداف آن بزرگ مرد شایسته حرکت کنیم و سهمی درخور، از آن همه مقام و منزلتش را نصیب بریم

 یا علی! کمکم کن تا در راه رسیدن به اهداف و امیال دنیوی ام، اهداف و امیال تو را در نظر داشته باشم و مست از خویشتن و اندک متاع دنیا نشوم!

یا علی! کمک کن تا قدر خویش را بدانم و خود را ارزان نفروشم!

یا علی! کمک کن تا تو را و دین و خدایت را آنطور که باید، بشناسم!

یا علی! مددم کن تا به همه اهدافی که به تو قول همکاری داده ام، برسم و در این راه خسته نشوم!

یا علی! تو دلگرمی و پشتیبانم باش!

یا علی! مدد! مدد! مدد!

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 6:30 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

من از آن که گردم به مستی هلاک/به آیین مستان بریدم به خاک

به تابوتی از چوب تاکم کنید/به راه خرابات خاکم کنید

به آب خرابات غسلم دهید/پس آنگاه بر دوش مستم نهید

مریزید بر گور من جز شراب/نیارید در ماتمم جز رباب

مغنّی ملولم دوتایی بزن/به یکتایی او که تایی بزن

بزن چنگ در پرده ارغنون/رهایم کن از چنگ دنیای دون

خدا دلم...

 

+ نوشته شده در  شنبه 14 شهریور1388ساعت 6:38 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

نمی دونم تابحال توی ترافیک گیر افتاده اید یا نه؟! صد در صد بله!!

اگر دقت کرده باشید، حتماً متوجه شده اید که بدون استثنا تمام کسانی که در شرایط اینچنینی هستند کلافه و ناراحت اند؛ بعد از مدّتی خسته می شوند و اگر راننده نباشند، حتماً به خواب خواهند رفت!

این خصلت هر انسانی است که هیچگاه از حرکت تند و کند راضی نیست.

انسان به طور طبیعی دنبال پیشرفت است و زیاده خواه؛ پس اینکه گهی تند و گهی خسته رود ناراحتش می کند و حرکت آهسته و پیوسته را ترجیح می دهد.

شرط اساسی در شکل گیری حرکت انسان بر اساس اصل آهستگی و پیوستگی، از نظر من آرامش و اطمینان قلبی است. آرامشی که در سایه اطمینان به خود و اینکه حتماً به هدف و مقصود می رسی ایجاد می شود.

پس آرامش داشته باش و مطمئن باش به اهدافت خواهی رسید

حتماً و حتماً

شک نکن

+ نوشته شده در  شنبه 7 شهریور1388ساعت 6:39 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

سلام

نمی دونم برای شما تا به حال پیش اومده که معنی شعر یا جمله ای رو بعداً بفهمین؟!

من گاهی برام پیش اومده که مفهوم شعر یا جمله ای رو بعد ها درک کرده ام. امروز جمله ای که نمی دونم از کی هستش، خیلی تصادفی به ذهنم اومد که قبلاً خیلی برام مسخره بود؛ این جمله اینه:

بدترين نوع فراق زماني هست که کسي رو که دوست داری در کنار خودت داشته باشي ولي بدوني هيچ وقت نمي توني مالکش بشي

اینم قشنگه:

مرا اندکی دوست بدار ولی طولانی

شما هم اگه اینچنین جملاتی دارید، خوشحال می شم توی نظرات برام بگذارید.

تا سلامی دیگر

بدرود

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 5:50 قبل از ظهر  توسط حامد  |